ميساخت. تاديو آلدروتي و گيللمو كوروي چنين مشاهداتي را به صورت رسالههايي فراهم ساختند. مشاهدات فراواني توسط جراحان صورت گرفت كه در آن هنگام، هم به پيشرفت فن خويش و هم به پيشرفت تمام حرفهٴ پزشكي كمك ميكردند.
برجستهترين پزشكان عبارت بودند از: فرج بن سليم؛ جيوردانو روفو، برونوي لومباردي، گيللمو ساليچتويي، لانفرانچي، آلدوبراندينوي سيينايي، سيمون جنوايي، تاديو آلدروتي، گيللمو كوروي، ژان سنت آماندي، مورِپسوس، پدروي اسپانيايي، آرنولد ويلانووايي، بيكن، شم طب بن اسحاق، زرحيه گراتيان، موسي بن تبّون، ناتان هه ـ مأتـي، كوهين عطار، ابن قف، ابن نفيس، خليفه بن ابي المحاسن، صلاحالدين بن يوسف، قطبالدين شيرازي، كورمونه توموتوشي. گروه بزرگي از پزشكان! بيست و پنج تن: سيزده مسيحي، شش يهودي، پنج مسلمان، يك ژاپني. يا به عبارت ديگر: ده ايتاليايي، پنج مصر و شامي، چهار اسپانيايي، دو فرانسوي، و اينها هر كدام يكي: انگليسي، بيزانسي، ايراني، و ژاپني. جالبترين موضوع، فعاليت وسيع ايتالياست (كه اگر اسامي را سبك و سنگين كنيم باز هم بيشتر ميشود)؛ كشور بعدي از نظر اهميت فعاليت پزشكي قلمرو مصر و شام است. مراكز عمدهٴ پزشكي عبارت بود از بولونيا و قاهره، سپس دمشق، مونپليه و پاريس. پيشرفت جراحي و كالبدشناسي و بهترين رسالههاي مشاهدات باليني محصول بولونيا؛ و پيشرفت چشمپزشكي از دمشق (يا قاهره) بود.
يب. تاريخنويسي
دربارهٴ تاريخنويسي در اين عصر، جز به گزارشي بسيار كوتاه نياز نيست، زيرا ارزش بسياري از تاريخهاي ذكرشده را نميتوان درست تخمين زد. هريك از آنها را در زمينهٴ خودش ميتوان ارزيابي كرد، ولي مشكل بتوان گفت كه مثلاً اين تاريخ كاتالونيايي مهمتر از فلان تاريخ اسكانديناوي است. كافي است تصوري از مساعي ملل مختلف در زمينهٴ ثبت وقايع گذشته عرضه شود.
1. مسيحيان غربي. الف) ايتاليا. گنجنامه تأليف برونتو لاتيني شامل خلاصهٴ تاريخ تا سال1260(1268)، است. رولاندينوي پادوايي شرح رويدادهاي ايتاليا را از 1200 تا 1260، به زبان لاتيني نوشت، كه بيشتر دربارهٴ كارهاي حاكم مستبد بدكاره اچلينوي سوم رومي است. فرا ساليمبنه تاريخي به زبان لاتيني تأليف كرد دربارهٴ رويدادهاي سالهاي 1167 ـ 1287، كه از نظر تاريخ لومباردي و فرقهٴ دومينيكي با ارزش و حاوي مقدار فوقالعاده زيادي اطلاعات گوناگون است. كيست كه
افسانهٴ طلايي يا كوبو وراگينه را نداند؟ تاريخ جنوا را هم از زمان دور تا سال 1297، بدو مديونيم. عليٰرغم اين كه افسانهٴ طلايي از نظر علم محض فاقد ارزش است، كتابي كه از يك چنين رواج وسيعي برخوردار شده بايد در بررسي فكري قرون وسطا، مورد